آموزش, اطلاعات عمومی

منشا اهمیت و فیزیولوژی رنگ | روانشناسی رنگ ها بخش ۲

منشآ اهمیت رنگ

زندگی بشر از بدو آغاز بر پایه عواملی از قبیل شب و روز، تاریکی و روشنایی وضع شده بود که خارج از کنترل وی بودند. شب باعث می شد تا فعالیت بشر متوقف شود، بنابراین بشر به غار خود روی می آورد، خودش را لای لباس خزدار می پیچید و به خواب می رفت، یا اینکه بالای یک درخت میرفت و در عین راحتی، منتظر طلوع آفتاب می ماند. روز، بشر را به فعالیت وامی داشت، بنابراین برای یافتن غذا به دنبال شکار یا تغذیه های تازه میرفت. شب با خود سکوت، بی حرکتی و کاهش سوخت و ساز فعالیتی را به همراه دارد؛ روز، امکان فعالیت و افزایش اعمال جسمانی را به دنبال دارد، بنابراین به انسان نیرو و تحرک می بخشد. رنگ های مربوط به این دو محیط رنگ های آبی تیره، آسمان، شب و رنگ زرد روشن نور خورشید. رنگ آبی تیره رنگ آرامش و سکون است؛ و رنگ زرد روشن رنگ امید و فعالیت می باشد، چون این رنگ ها محیطهای شب و روز را نشان میدهد بنابراین عواملی هستند که بشر را کنترل می کنند ؛ لذا آنها به عنوان رنگ های غیر مستقل معرفی می شوند، که پدیده های طبیعت آنها را تنظیم می کند. شب (آبی تیره) بشر را ناگزیر می سازد تا از فعالیت دست کشیده و استراحت کند در حالیکه روز (زرد روشن) انسان را به فعالیت وامیدارد.

برای بشر اولیه، فعالیت بعنوان یک قانون به دو شکل تفسیر میشد یا او شکار می کرد و حمله مینمود، یا شکار می شد و در برابر حملات از خود دفاع می کرد: فعالیت بشر یا در جهت پیروزی و تحصیل بود یا در جهت حمایت خود. فعالیت های مربوط به حمله و پیروزی معمولا با رنگ قرمز مشخص می شود؛ و فعالیت های مربوط به دفاع با رنگ سبز نشان داده می شود.

 به این دلیل که فعالیتهای بشر اعم از حمله (رنگ قرمز) یا دفاع (رنگ سبز) حداقل تحت کنترل وی بود، بنابراین عوامل و رنگ ها بعنوان رنگ «مستقل» یا «تنظیم کننده» توصیف شده اند. به عبارت دیگر حمله یک عمل اکتسابی است و نوعی فعالیت می باشد. در حالیکه دفاع، فقط به شخص مربوط می شود و به نظر می رسد که عمل انفعالی باشد (مهم نیست که برای رام کردن یک ببر تیزدندان به وسیله یک چماق چقدر سعی لازم است!)

فیزیولوژی رنگ

آزمایش هایی که افراد را از لحاظ روانی ملزم به تفکر و اندیشه درباره رنگ قرمز تیره کرده نشان داده است که این رنگ بطور یقین روی سیستم اعصاب اثر می گذارد . فشار خون را بالا می برد، میزان تنفس و ضربان را سریعتر می کند. بنابراین رنگ قرمز محرکی است که روی سیستم اعصاب مخصوصا بخش سمپاتیک سیستم خودکار عصبی مؤثر میباشد. به عبارت دیگر، رنگ آبی سیر از لحاظ روانی تأثیراتی را به خود اختصاص می دهد. موجب کاهش فشار خون می شود، میزان تنفس و ضربان قلب را کند می کند. لذا رنگ آبی تیره آرامش را به همراه دارد به ویژه روی بخش پاراسمپاتیک سیستم عصبی خودکار تأثیر می گذارد. شبکه های پیچیده اعصاب و بافت های عصبی که بدن و سایر قسمت ها  را کنترل می کنند، دو بخش را در بر دارند :

  1. سیستم اعصاب مرکز  | (The Central Nervous System (CNS
  2. سیستم عصبی اتوماتیک یا خودکار  | (The Autonomic Nervous System (ANS

سیستم عصبی مرکزی وظایف فیزیکی و حسی را در آستانه آگاهی یا بالاتر بعهده دارد. سیستم عصبی اتوماتیک، به عبارت دیگر وظایف مربوط به زیر آستانه آگاهی را در بر می گیرد . و به همین دلیل باید بر یک اساس خودکار و مستقل عمل کند. ضربان قلب، بالا و پائین رفتن ریه ها، هضم غذا، که در واقع اعمال پیچیده و غیر ارادی بدن می باشند، از وظایف سیستم عصبی خودکار به شمار می آیند.

سیستم عصبی خودکار از دو بخش تشکیل می شود، که در اصل، در جهت عکس یکدیگر عمل می کنند، سیستم عصبی سمپاتیک و سیستم عصبی پاراسمپاتیک رشته های عصبی سیستم های فوق الذکر در هر یک از اندام ها وجود دارند که خودکار می باشند. برای مثال، ضربان قلب به طور معمولی به تعادل این دو بخش از سیستم عصبی خودکار بستگی دارد؛ در صورتی که در اثر تأثیرات فیزیکی (کار و کوشش) یا تأثیرات عاطفی (ترس، خشم، هیجان) سیستم سمپاتیک در کنترل سیستم پاراسمپاتیک قرار می گیرد و میزان ضربان قلب افزایش می یابد. به طور کلی تسلط سیستم عصبی سمپاتیک بر سیستم عصبی پاراسمپاتیک ناشی از تأثیر هیجان کار یا فشار زیاد می باشد. زمانی که حالت فشار روحی رفع شد سیستم عصبی پاراسمپاتیک شرایط روحی را به حالت عادی بر می گرداند که در حالت آرامش، شاخه ای از سیستم عصبی خودکار می باشد.

حتی امروزه، مکانیسمی بطور کامل به وسیله رنگی واقعا شناخته نشده که به عنوان یک رنگ تشخیص داده شود. وقتی یک سؤال ساده مثل:

چطور رنگ ها را می بینیم؟» مطرح می گردد، نظریه های متفاوتی برای یافتن پاسخ صحیح ارائه می شود، و زمانی فرا می رسد که ما واقعا نمی توانیم صحت پاسخ را بسنجیم و یا آن را غلط می پنداریم یا اینکه یک فرضیه نادرست است: به هرحال، نظریه تضاد «هرینگ» فیزیولوژیست بنظر می رسد که تقریبا با آنچه که به طور طبیعی در استفاده از تست رنگ مشاهده می شود، مطابقت دارد.

هرینگ دریافت که ارغوان بینایی (ماده ای که در شبکیه چشم وجود دارد و به نام رودسپین شناخته می شود. در اثر رنگ های روشن، بی رنگ می شود و وقتی که در معرض رنگ های تیره قرار می گیرد دوباره رنگ خود را به دست می آورد – رنگ روشن یک اثر شکننده «کاتابولیک» دارد، در حالی که رنگ تیره یک تأثیر سازنده «آنابولیک» دارد. بنابر نظریه هرینگ، مادامیکه ارغوان بینایی در معرض کاتابولیسم قرار گیرد، آن را می شکند؛ به عبارت دیگر، رنگ سیاه، زمینه آنابولیسم را فراهم می کند که ارغوان بینایی رنگ اولیه خود را باز می یابد. در رنگ های قرمز – سبز و زرد – آبی تأثیرات مشابهی به چشم می خورد، و موجب یک تأثیر متضاد میشود که در تمام رنگ ها شرایط روشنی یا تیرگی شان صادق است.

 

در بخش های بعدی مجله اینترنتی جویا در مورد   رشد بینایی   و   مفهوم هشت رنگ   صحبت خواهیم کرد.

 

 

منبع :

نام کتاب : روانشناسی رنگ

نویسنده : ماکس لوشر

ترجمه : لیلا مهرادپی

ناشر :  انتشارات حسام

 

مجله اینترنتی جویا 

w w w . j o o y a . m e 

به این صفحه امتیاز دهید

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 8 =